داستان: �صلیبی که روی میز بود�

خرید بک لینک

خانه تاریک بود و فقط نور کم‌رنگ چراغ آشپزخانه، خطوط مبهم اتاق را روشن می‌کرد.
حامد روبه‌روی میز نشسته بود؛ پشتش خسته از یک روز شلوغ،

نوشته شده توسط حامد احمدی در ساعت 8:10 | لینک  | 

ریاضیات و آفرینش...

ما را در سایت ریاضیات و آفرینش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 5:35

صفحه بندی